عمران و محيط زيست و ارتباط بين آنها مجتبي نادري دانشجوي كارشناسي دانشكده مهندسي عمران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرمان [1] محمدرضانادری کارشناس مهندسی محیط زیست شهرداری زرند 2 چكيده در اين مقاله سعي شده با تعريف علم مهندسي عمران- محيط زيست به ارتباط بين رشتههاي عمران ومهندسي محيط زيست پرداخته شود. از آنجا كه پروژههاي مرتبط با رشته مهندسي عمران در سه شاخه راه (حمل و نقل، ترافيك و...) آب و فاضلاب و سازه (فولادي، بتني، نيمه مسلح و...) قابل طرح است و نيز با توجه به اهميت ارزيابي زيست محيطي جايي كه ميخواهيم در آن پروژه عمراني خود را اجرا كنيم و همچنين تأثيرات پروژه، بر روي محيط زيست؛ لذا در اين مقاله كوشش خواهد شد كه به تأثيرات منفي پروژههاي عمراني كه بدون ارزيابي زيست محيطي اجرا ميشود، پرداخته شود تا با ارائه راهكاري مناسب تأثيرات منفي پروژههاي عمراني را بر محيط زيست، كاهش دهيم لذا در اين مقاله به مباحثي همچون آلودگي هوا بر اثر طراحي و انتخاب نادرست شهرها و گسترش آنها، حمل و نقل و تأثيرات آن بر محيط زيست، برداشت بيرويه شن و ماسه از بستر رودخانهها و تأثير آن بر محيط پيرامون خود، آلودگي صوتي ناشي از قطارها و ماشينها كه خود بر ميگردد به انتخاب محل نادرست (بدون ارزيابي) براي كشيدن ريل و جاده، پرداخته شده است. 1- مقدمه در كشورهاي جهان سوم ما بارها كلمه توسعه را از زبان دولتمردان آن كشورها ميشنويم كه بيشتر مفهوم آن توسعه عمراني، اقتصادي، صنعتي و غيره است ولي آنچه كه ما در مورد آن بحث خواهيم كرد توسعه عمراني و اثرات آن بر محيط زيست است كه باعث بوجود آمدن علمي تحت عنوان Civil and environmental engineering شده است. كه در اين علم بر لزوم برنامهريزي زيست محيطي براي احداث پروژههاي عمراني تأكيد ميشود. مفهوم كلي برنامهريزي زيست محيطي عبارت است از تلاشهايي كه در جهت تعادل و هماهنگي فعاليتهاي انسان در محيط زيست صورت ميگيرد. اين فعاليتها عمدتاً بصورت برنامههاي آباداني و ساختماني است كه انسان به نفع خود ايجاد نموده و به اين شكل برنامهريزي محيط زيست در نهايت ميبايست اثرات منفي اين تأسيسات و فعاليتها را بر محيط طبيعي خنثي نمايد و اين در حاليست كه بسياري از ناظران اظهار نگراني مينمايند كه علاقه انسان به توسعه صنعتي و اقتصادي منجر به خساراتي به محيط زيست ميگردد كه در نتيجه اين تغييرات و نيز در اثر كاهش سريع منابع طبيعي، اجتماعات انساني از هم فرو خواهد پاشيد. و همچنين ايجاد هرگونه تغيير در نوع استفاه از زمين و طبيعت اطراف منجر به ايجاد تغييرات نامطلوبي در محيط زيست ميگردد. وظيفه برنامهريزان محيط زيست اتخاذ تدابيري است كه تأثير منفي اين تغييرات را به حداقل كاهش دهد. كه براي رسيدن به چنين هدفي برنامهريزان دو مفهوم عمدتاً زيربنايي را بايد مورد استفاده قرار دهند اول اينكه هرگونه تأسيسات عمراني كه در يك منطقه بنا ميگردد، داراي نيازمنديهايي است كه بنا بر مختصات طبيعي مناطق تعيين ميگردد. مثلاً مناطقي كه از نظر زمين شناسي مهندسي داراي استحكام چنداني نميباشند براي تأسيسات سنگين صنعتي نامناسب تشخيص داده ميشوند و يا زمينهايي كه در معرض سيلاب هستند براي احداث منازل مناسب نميباشند و يا در محلهايي كه اكثر اوقات مه آلود ميباشند براي احداث فرودگاهها نامناسب هستند و اصل دوم اينست كه تأسيسات عمراني كه در مجاورت يكديگر ساخته ميشوند به نسبتهاي مختلف با هم سازش نشان نميدهند. مثلاً احداث منازل در كنار فرودگاهها و كارخانجات بدليل آلودگي هوا و صوت نابخردانه است . البته پيشرفت تكنولوژي و دانش ميتواند اين هم زيستيها را افزايش دهد. در ادامه ما قصد داريم ضمن معرفي شاخههاي عمران اثرات هر يك از آنها را بر محيط زيست پيگيري كنيم. با توجه به علم عمران ميتوان شهر را مجموعهاي از سازههاي عمراني تعريف كرد كه جمعيت انساني در آن به فعاليت روزمره خود مشغول است. اين سازههاي عمراني عبارتند از خانهها كه حجم عظيمي از شهرها را به خود اختصاص داده، فرودگاهها، ايستگاههاي قطار و مترو، تأسيسات آب و برق و گاز كه معمولاً در حومه شهر مستقر هستند كشتارگاهها و غيره كه همه آنها ميتوانند اثراتي را بر محيط زيست اطراف خود بگذارند. يك شهر مدرن با جمعيت حدود يك ميليون نفر در روز حدود 000/500 تن فاضلاب، 2000 تن زباله خانگي و 950 تن گاز و ذرات ريز را وارد اتمسفر ميسازد (Wolman 1965) و اين خود يكي از عوارض نامطلوب شهرها و مهمترين آنهاست زيرا بعضي از مواد زائد باعث ايجاد نارسايي و مشكلات بهداشتي براي انسان و محيط زيست شده، و عامل اكثر بيماريهاي عفوني و انگلي ميباشند پس در طراحي يك شهر سيستم دفع زباله و فاضلاب از اهميت اول برخوردار است. 2- آلودگي هوا در شهرها فضاي شهرها ظرفيت لازم براي پاكسازي و تصفيه هواي خود را داراست و اين ظرفيت از آنجا تحليل ميشود كه هواي گرم حاوي مواد آلاينده. بدليل سبكي بالا رفته و هواي خنك و تميز اطراف شهر جاي آن را ميگيرد. حال اگر يك جبهه هواي ساكن و گرم در بالاي آسمان شهر قرار گيرد اين مكانيزم كارايي خود را از دست خواهد داد كه به آن حالت وارونگي ميگويند اين حالت بيشتر در شهرهاي بزرگي كه در درهها احداث شدهاند اتفاق ميافتد كه توجه به اين مسئله ميتواند از تكرار فاجعههاي زيست محيطي كه در سال 1930 در بلژيك و همچنين در شهر دنوراي پنسيلوانيا در سال 1948 اتفاق افتاد جلوگيري كند. البته اين حالت در فضاهاي باز هم اتفاق ميافتد و اين در حاليست كه در زمستان، هواي نزديك به زمين به سرعت حرارت خود را از دست بدهد و حالت وارونگي نمود پيدا كند. 1-2 منابع آلوده كننده هواي شهرها 1- انواع مختلف حمل و نقل 2- احتراف در منابع ثابت (نظير حرارت مركزي ساختمانها نيروگاههاي حرارتي با سوخت فسيلي) 3- كارخانجات صنعتي 4- سوزاندن زباله 3- آلودگي صوتي ناشي از توسعه شهرها پيامدهاي زيانبار آلودگي صوتي بر انسان به صورت مستقيم و در كوتاه مدت پديدار نميشود. بلكه در دراز مدت مستقيماً بر دستگاه عصبي انسان اثر گذاشته و پيامدهاي منفي آن بروز ميكند از جمله بزرگترين منبع توليد اين آلودگي، صنعت است. اين خود در طراحي كلان شهرها ميتواند مورد توجه قرار گيرد تا مراكز صنعتي حتيالامكان دور از محل زندگي انسان باشد. از ديگر عوامل آلودگي صوتي ميتوان هواپيما را نام برد كه احداث خانهها در نزديكي فرودگاهها ميتواند انسان را بيش از پيش در معرض اين آلودگي قرار دهد. البته اين آلودگي نه تنها انسان، بلكه شامل حيوانات نيز ميشود بطوريكه دانشمندان فرانسوي كشف كردهاند كه غرش هواپيما موجب فقدان موقت حس در زنبور عسل ميشود و آن را از فعاليت باز ميدارد و يا اينكه شكستن ديوار صوتي توسط جت باعث تلف شدن جوجههاي پرندگان ميشود. 1-3 نقش بزرگراه در آلودگي صوتي آلودگي صوتي در بزرگراهها به مراتب بيشتر از ساير خيابانهاي شهري ميباشد و از آنجا كه به صفر رساندن آلودگي صوتي در اطراف بزرگراهها غيرممكن است بايد با يك سري ارزيابي ، نقاط داراي آلودگي را شناسايي و با انجام راه حلهايي كه در زير آمده است حتيالامكان آن را برطرف نمود. 1- ايجاد منطقه حايل 2- استفاده از گياهان 3- احداث خاكريز سبز 4- ايزوله كردن ساختمانها 2-3 راهحلهاي مقابله با آلودگي صوتي 1- جدا سازي مناطق صنعتي پرسروصدا از مناطق مسكوني. 2- استفاده از سدهاي طبيعي همچون درخت در برابر صوت. 3- افزايش حريم جادهها و دور بودن از مناطق مسكوني . 4- اولويت در ساخت پلها و استفاده از مترو جهت تردد وسائط نقطه. 5- احداث فرودگاهها در خارج از شهر. 6- از تردد وسائط نقليه در مركز شهرها جلوگيري به عمل آيد و يا با اتوبوس و مترو جايگزين شود. 4- بهينه سازي پايدار ساختمان بهينه سازي پايدار ساختمان، روندي اجرايي است كه هدف نهايي آن بهرهوري در محيط. انرژي و سرمايه در ساختمان است. اين هدف با كاربرد روشهاي افزايش كارايي انرژي و استفاده از مصالح سازگار با طبيعت و طراحيهاي چند جانبه براي بهرهوري از انرژي و طراحي بهينه فضاي داخلي و خارجي ساختمانها تحقق مييابد. اجراي اين طرح باعث صرفهجويي در مصرف انرژي، بازيافت زباله و بازيافت مصالح و كاهش هزينههاي نگهداري ساختمان ميشود كه اثرات زيست محيطي آن بدين قرار است: 1- كاهش مصرف انرژي و استفاده از انرژيهاي طبيعي مانند باد و خورشد 2- ذخيرهسازي انرژي 3- تطبيق ساختمان با محيط در چارچوب قواعد طراحي، نماسازي، منظره سازي و... 4- سالم سازي هوا و آب در محيط 5- دفع صحيح فاضلاب 6- بهينهسازي كاربرد انرژي الكتريكي 7- كاهش ضايعات و اصلاح سيستم دفع زباله و بازيافت آن 8- حذف مصالح و مواد مضر براي انسان و محيط در فضاي ساختمان 9- قابل بازيافت ساختن مصالح ساختماني. 5- اثرات استخراج شن از رودخانه شن و ماسه از جمله فراوانترين و ارزانترين مصالح ساختماني هستند كه بيشترين كاربرد را در پروژههاي عمراني دارند . شنها و ماسهها را از معادن مختلف براي پروژههاي عمراني تهيه ميكنند از جمله اين معادن ميتوان به كوهها و بستر رودخانهها اشاره كرد. شن و ماسهاي كه از كوهها استخراج ميشود بصورت شكسته مورد استفاده قرار ميگيرند و شنهاي رودخانهاي را اصطلاحاً نشكسته يا گردگوشه مينامند. كه اين شنها با درصدهاي مختلف با اختلاط بتن مورد استفاده قرار ميگيرد. حال نكته اينجاست كه آيا استخراج شن و ماسه از رودخانهها و كوهها تأثيري بر محيط زيست دارد يا خير؟ برداشت رسوبات آبرفتي از بستر رودخانهها موجب تغييرات مورفوديناميكي ميشود. اين تغييرات محدود به محل استخراج نيست بلكه كيلومترها بالاتر يا پايين تر از آن ظاهر ميشود كه كاهش يا ناپايداري لايه زيرين بستر و داخل شدن ذرات ريز در محيط آبي همراه با بروز فرسايش اضافي، از جمله اين تغييرات است. • بروز تغييرات در محيط زيست سبب دگرگوني تركيب وتعادل جمعيت زيستمندان آبزي شده و در نتيجه باروري و كاركردهاي اكوسيستم را تغيير ميدهد. بهرهبرداري شن و ماسه مثل تخليه هر پسابي نوعي آلودگي بشمار ميرود. اختلال در تعادل بيولوژيكي رودخانه در اثر برداشت شن و ماسه از بستر آن داراي دو اثر بنيادي است. 1- تغيير در الگوي جريان طبيعي آب در نتيجه تغيير و دگرگوني در مقطع طولي و عرضي رودخانه بدليل عميقسازي بستر و تشديد فرسايش. 2- افزايش بار محيط زيست با مواد رسوبي معلق در نتيجه آب مورد استفاده در شستشوي شن و ماسه و همينطور عمليات بهره برداري از شن و ماسه . 6- حمل و نقل حمل و نقل آثار متفاوت وسيعي از قبيل آلودگي هوا، آلودگي صدا حاصل از تردد جادهاي بر محيط زيست وارد ميسازد. پس توجه به اين نكته كه در علم راهسازي رشته عمران، توجه به ارزيابيهاي زيست محيطي علاوه بر محاسبات مربوط به راهسازي و مقدم بر آن ميتواند ضايعات زيست محيطي را به طور چشمگيري كاهش دهد. كه نمونه بيتوجهي به اين نكته (ارزيابي زيست محيطي قبل از اجراي پروژه) در پروژه آزاد راه تهران شمال كاملاً به چشم ميخورد و اين كار تا آنجا ادامه پيدا ميكند كه مسئولان پروژه، سود مادي خود را بر محيط زيست ترجيح داده و جادهاي را ميسازند كه آغاز به كار شدن آن مرگ جنگلها و حيوانات آن را در شمال تهران تسريع ميبخشد. حال با اين مقدمه حمل و نقل را بطور عام به چند دسته تقسيم كرده و در مورد آن توضيح ميدهيم. 1-6 حمل و نقل دريايي در اين نوع حمل و نقل ما از ضايعات حاصل از تردد كشتيها كه بر آبهاي منطقه ميگذرد چشمپوشي كرده و فقط به آنچه كه مربوط به رشته عمران و ساخت تأسيسات بندري در كنار ساحل است اشاره ميكنيم. در اين نوع حمل ونقل براي احداث ساختارهاي زيربنايي بنادر شامل اسكله، ساختمانها، انبارها، تأسيسات و غيره باز هم ارزيابي زيست محيطي منطقهاي كه در آن بندر را احداث ميكنيم مقدم است بر محاسبات اوليه عمراني كه شامل آزمايشات مكانيك خاك، زمين شناسي و نقشهبرداري است. با توجه به اين نكته كه محل احداث بندر با فاصله نسبت به حيات انساني و حيات وحش باشد. و نزديك به اماكن تفريحي و جنگلهاي مانگرو كه از ارزش زيست محيطي در سطح جهاني برخوردار هستند، نباشد. در ضمن محل احداث بندر نبايد جايگاه تخم ريزي و آشيانه گزيني پستانداران نادر دريايي باشد. 2-6 حمل و نقل هوايي مسافرت با هواپيما بدليل امنيت در جوامع پيشرفته و آسايش و همچنين صرفه جويي در وقت بهترين گزينه در سفرهاي طولاني ميباشد. پس با توجه به اين تفاسير بايد فرودگاهها را آن گونهاي طراحي كرد كه هيچ خطري براي محيط زيست انساني و جانوري نداشته باشد. از جمله عواملي كه در طراحي فرودگاهها بايد مورد توجه قرار گيرد، مكان احداث فرودگاه ميباشد. كه حتيالامكان به دليل آلودگي زياد صوتي بايد دور از محيط زيست انساني و با فاصله نسبت به محل زندگي جانوران و حيوانات باشد. زيرا احداث فرودگاهها در مكانهايي كه در معرض مهاجرت پرندگان قرار دارند، باعث برخورد اين پرندگان با هواپيما ميشود و بعضاً خسارات جبران ناپذيري را به انسان وارد ميكند و ديگر نكته اين است كه فرودگاهها بدليل مكانهاي وسيع خود و بودن علفزارها در حاشيه آن، جايگاه مناسبي براي پرندگان است كه براي فراري دادن آنها، معمولاً حدود 5 دقيقه قبل از پرواز هواپيما، صداي پرندگان ترسانده شده را كه قبلاً ضبط نمودهاند، بوسيله بلند گوههاي اطراف باند پخش ميكنند كه اين روش متداولترين روش در فراري دادن پرندگان از فرودگاهها است. پس با توجه به آنچه كه گفته شد، قبل از احداث يك فرودگاه بايد ارزيابيهاي زيست محيطي بدقت انجام پذيرد نه آن كه صرفاً بخاطر صرفهجويي در مسائل مادي، فرودگاهي را طراحي كرد. 3-6 حمل و نقل جادهاي تأثيرات جادهاي بر روي محيطهاي طبيعي را از لحظه بر زمين زدن كلنگ و يا امروز با حركت كردن چرخهاي بلدوزر ميتوان مطالعه نمود. كلنگها در مناطق طبيعي و در دل طبيعت (اغلب بكر) زمين زده ميشود. منطقهاي كه تا ديروز محل زندگي گروههاي وحوش بود، به ناگاه مورد هجوم دهها وسيله سنگين راهسازي قرار گرفته و موجب وحشت و فرار تمامي جانواران ميشود. فشرده شدن خاكها بوسيله ماشين آلات سنگين راهسازي از طرق گوناگون موجب تخريب زيست گاههاي طبيعي ميگردد. مثلاً جانوران زيادي، روزها براي فرار از گرما بدرون تونلهاي زيرزميني رفته و شبها فعاليت و شكار خود را آغاز ميكنند و همچنين بسياري از گياهان يك ساله كه وجود آنها براي جانوران مفيد است، بذر خود را در دل خاك كاشته كه با فشرده شدن خاك، رطوبت كافي به اين بذرها نرسيده و اين بذرها هيچگاه شكوفا نميشود. جادهها گرچه موجب اتصال دو نقطه و دو شهر به هم ميشوند ولي از نظر زيستشناسي موجب جدايي بيولوژيكي دو طرف جاده ميشوند. كه براي كاهش منفي اثرات احداث جادهها، خوشبختانه علم اكولوژي راه حلهاي زيادي را ارائه ميدهد كه با توجه به آن ميتوان بهترين منطقه را از نظر زيست شناسي براي احداث جادهها انتخاب كرد. 4-6 حمل و نقل ريلي مهمترين مسألهاي كه افراد ساكن در مجاورت خطوط راه آهن با آن دست به گريبانند موضوع آلودگي صوتي است. صداي ناشي از قطارهاي مغناطيسي در سرعتهاي خيلي زياد آنقدر بالاست كه ميتواند اثرات خطرناك زيست محيطي را بر مناطق مسكوني بر جاي گذارد. پس قبل از احداث خطوط راه آهن بايد تراكم انساني، حيواني و گياهي آن منطقه را مورد ارزيابي قرار داده تا خط آهن ما كمترين تأثير نامطلوب را بر محيط زيست داشته باشد و جان انسانها و حيوانات را به خطر نياندازد.
7- آب و فاضلاب در كشور ما مسأله كمبود آب از گذشتههاي بسيار دور وجود داشته و با توجه به احتياج روزافزون به آن حتي در برخي از نقاط به صورت عاملي مانع رشد و پيشرفت كشاورزي، صنعتي و حتي اجتماعي شده است و آلوده نمودن آب و خاك خيانتي بزرگ به نوع بشر و موجودات زنده ميباشد. با توجه به اين موضوع، اهميت حفاظت از آب و خاك بيش از پيش نمود پيدا كرده و قسمت عمده اين حفاظت، بر عهده مهندس عمران گذاشته شده تا با ارزيابي محل پروژه قبل از اجرا وظيفه خود را در قبال اين نعمت خدادادي و آيندگان به خوبي به انجام رسانيم. يكي از عواملي كه ميتواند بيشترين زيان را به آب و خاك رسانده و محيط زيست را به خطر اندازد فاضلابها اعم از خانگي و صنعتي و... هستند كه وجود آنها و رها ساختن آن بدون هيچگونه پيش تصفيه ميتواند اثرات زيانباري را به دنبال داشته باشد و حتي منجر به يك فاجعه زيست محيطي گردد. فاضلابها و مدفوع انساني، هر دو در كشاورزي مورد استفاده قرار ميگيرند و بالتبع انسانها و موجوداتي كه با آن در تماس هستند ممكن است به انواع بيماريهاي عفوني و انگلي مبتلا شوند. اين اثرات محدود به تماس مستقيم با فاضلاب و پسابهاي خانگي و صنعتي نيست، بلكه اثرات غيرمستقيم ديگري هم به حيات انساني و جانوري ميگذارد كه مهمترين آنها آلوده كردن آبهاي سطحي و زيرزميني است . به عنوان مثال در شهر كرمان سفره آب زيرزميني در حد فاصل كرمان - ماهان موجود است كه آب قابل شرب مردم كرمان از آنجا تهيه ميشود. حال در هنگام ساخت كشتارگاه كرمان بدليل عدم ارزيابي زيست محيطي و استفاده از نظرات يك كارشناس محيط زيست، اين سازه را درست در روي سفره آب زيرزميني ساختهاند و با توجه به نكات غيربهداشتي و رها كردن پساب آن در زمينهاي اطراف كشتارگاه چه بسا آب كرمان سالهاست آلوده بوده و حتي تصفيه خانهها هم نميتواند بخوبي آن را انگل زدايي كند نمونه اين مسأله در شهر بندرعباس مشاهده ميشود كه پساب كشتارگاه و فاضلابهاي خانگي بدون هيچ طرحي جامع براي كنترل آن و همچنين بدليل شرجي بودن هوا و نامناسب بودن لولههاي فاضلاب در آن آب و هوا و نشت كردن فاضلاب، پسابهاي صنعتي و خانگي و كشاورزي به سمت دريا هدايت شده و باعث آلودگي خليج فارس و درياي عمان ميشود. پس يك مهندس عمران در تيم ساختمانياش مخصوصاً در پروژههاي صنعتي كه پسابها آلوده به مواد شيميايي هستند بايد يك كارشناس محيط زيست داشته باشد تا با ارزيابي محل مورد نظر بهترين گزينه با كمترين اثر بر محيط زيست را انتخاب كند. البته وجود تصفيه خانههاي مجهز ميتواند فاضلابها را براي مصارف غير از آشاميدن براي شستن ظروف در خانهها و مصارف صنعتي، بازيابي و به چرخه باز گرداند. اين مسأله در كشور ما با توجه به كمبود آب و خشكساليهاي اخير متروك مانده و كمتر كسي به اين كار پر سود فكر ميكند ولي در كشورهاي اروپايي اين كار از مرحله آزمايش گذشته و وارد مرحله اجرا در سطح كشور شده است. 1-7 شيرابههاي ناشي از محل دفن زباله يكي از مشكلات اساسي محلهاي دفن بهداشتي زباله، توليد شيرابههاي ناشي از زباله ميباشد كه با توجه به مطالعات انجام شده در آمريكا و كانادا اين شيرابهها منجر به آلودگي آبهاي سطحي و زيرزميني شده و محيط زيست را به خطر مياندازد. براي جلوگيري از نفوذ اين شيرابه راههاي مختلفي ارائه شده كه يكي از اين راهها ايجاد سيستمهاي نفوذ ناپذير و زهكشي محل دفن زباله ميباشد. در اين روش دو سيستم اصلي در زهكشي شيرابه كار ميكنند كه عبارتند از: 1- زهكش زيرين 2- زهكش محيطي سيستم زهكش زيرين قبل از پر كردن محل دفن ساخته ميشود و تشكيل شده از يك سيستم زهكشي كه شيرابه را از كف محل دفن خارج ميسازد و سيستم محيطي دور لبههاي درپوش محل دفن و براي كنترل نفوذ و نشت به داخل محل دفن پس از پر شدن آن ساخته ميشود. سيستم زهكشي زيرين، براي سادگي ممكن است تشكيل شده باشد از يك لايه زهكشي با مواد دانهاي و نفوذ ناپذيري زياد و لولههاي سفالي جهت زهكشي و جمعآوري جريان هدايت شده در داخل محيط زهكشي كه افقي حركت ميكند. در زير اين لايه يك لايه با نفوذ پذيري ناچيز قرار دارد كه براي جلوگيري از حركت عمودي شيرابه عمل ميكند و با شيبدار ساختن اين لايه مي توان به حركت افقي شيرابه درون لايه زهكش دست يافت. هنگامي كه شيرابهها به سيستم جمعآوري ميرسد ابتدا به سمت پايين لايه زهكشي حركت كرده و به سطح بالايي لاينر برخورد ميكند، سپس شيرابه شروع به جمع شدن روي سطح بالايي لاينر نموده و فضاي خالي بين خلل و فرج لايه زهكشي را پر ميكند و اثر شيب جريان افقي شيرابه در داخل لايه زهكش شروع و به سوي لولههاي جمعآوري شيرابه ميرود و از طرف ديگر شروع به نفوذ در داخل لاينر غيراشباع ميكند . 2-7 راههاي جلوگيري از نشت شيرابه به داخل آبهاي زيرزميني 1- با جلوگيري از نفوذ آب به داخل توده زباله، ميزان شيرابه را به حداقل ميرسانيم. 2- شيرابه توليد شده توسط يك سيستم زهكشي جمعآوري و به خارج هدايت شود و سپس در يك سيستم مناسب، تصفيه و قابل دفع گردد. 3- در صورت باقي ماندن شيرابه، در برابر نشت از آن محافظت شود. 8- سدها و اثرات زيست محيطي ناشي از آن حال با توجه به آنچه كه تا كنون گفته شد، به عنوان نمونه، يك پروژه عمراني را مورد ارزيابي و بررسي قرار ميدهيم. سدها اثرات زيست محيطي زيادي علاوه بر فوايد خويش بر محيط زيست دارند كه بطور نمونه ساخت سد، رژيم هيدروليكي پايين دست رودخانه را تغيير داده و باعث شده كه رودخانه كاناليزه شده و جريان آب تماماً بوسيله يك سلسله سد و آب بند كنترل شود كه كاناليزه شدن رودخانه سبب كاهش طول آن ميگردد. يك تأثير بزگ زيست محيطي ديگر اين است كه بدليل ترسيب لاي در پشت سد، آب بدون لاي از سد سرريز شده و در نتيجه باعث فرسايش و پايين رفتن بستر رودخانه پايين دست سد ميگردد. در ضمن از آنجايي كه لاي، فاقد نيتروژن كافي است در نتيجه موجب كاهش حاصلخيزي خاك گشته و باعث كاهش محصولات كشاورزي ميشود. 1-8 ارزيابي سدها ارزيابي يك سد، گزينههاي زير را شامل ميشود: 1- زمين شناسي محل سد و مخزن 2- مسائل اجتماعي، سياسي، اقتصادي، اكولوژيكي، فني، مهندسي و تكنولوژيكي 3- مسيرهاي انتقال 4- ملاحظات ايمني 5- هزينه 6- نظرات كارفما و مردم، مشاوره هاي فني و اجتماعي، قابليتهاي ايجاد شده در منطقه سدها را به روشهاي مختلف ارزيابي ميكنند كه آن روشها عبارتند از: 1- روش استفاده از ماتريس لئوپولد (Leopold Matrices) 2- روش صورت ريز سنجش، همطرازي (Environmental Evaluation) 2-8 اقدامات اصلاحي و كاهش اثرات سوء سدها 1- آبخيز داري و بهبود شرايط و وضعيت حوزههاي آبخيز براي كاهش ميزان رسوبات . 2- برآورد حجم مرده مورد نياز جهت نگهداري رسوب، تخليه و لايروبي آنها. 3- تخليه رسوبات توسط درياچههاي زيرين. 4- حفاظت سواحل، پايههاي پلها و سازهها و مناطقي كه در معرض فرسايش قرار ميگيرند. 5- جبران كاهش مواد مغذي در پايين دست سد از طريق افزودن كودهاي ازت دار. 6- هوادهي لايههاي آب در ذخيره گاهها و مخازن درياچه سد از طريق تزريق هوا به اعماق مخازن، براي پيشگيري از بروز فرآيندهاي بيهوازي. 7- تغيير زمان بندي آبگيري در هنگام لايه بندي حرارتي. 8- كنترل و تغيير مسير فاضلابهاي ورودي به مخزن سد و درياچه و تصفيه آنها قبل از تخليه. 9- پيشبيني و احداث زهكشيهاي مناسب در اراضي زراعي و هدايت زه آبها به پايين دست. 10- پاكسازي درياچه سد از مواد آلي تجزيه پذير. 11- احداث و راهبري استخر گرمايشي در پايين دست سد براي افزايش دماي آب و رساندن آن به حد مطلوب . 12- پوشش سطح كانالها و تخليه متناوب آنها براي جلوگيري از تخمگذاري حشرات. 13- كاشت گياهان سمي براي حذف و كاهش جمعيت كرمهاي ناقل بيماري . 14- كاشت نهال و ايجاد پاركهاي جنگلي در بالادست سد. 15- قطع علفهاي هرز و گياهان پاي در آب و استفاده از ماهيان علفزار. 16- كنترل زمان ماند آب در مخزن سد با اقدامات بهرهبرداري مناسب. 17- جلوگيري از تخليه فاضلابها به رودخانههاي ورودي به مخزن. 18- اجراي اقدامات حفاظتي براي پايداري شيبها، نظير تراس بندي و كاشت گياه بر روي آنها، ايجاد ديواره سنگ چين و مهار تودههاي سنگ . 19- كنترل و حفاظت كنارههاي ساحلي مخزن با كاشت گياهان، سنگ چين و يا گابيون بندي تراس بندي و كاهش شيب. 20- احداث راههاي عبور ماهي در زير پلها و سدها براي ادامه مهاجرت ماهيان به مناطق تخم ريزي و ايجاد آسانسورهاي حمل ماهيها از پايين دست به پشت سد. 21- جلب مشاركت عمومي در چگونگي اجراي طرح 9- نتيجهگيري پروژههاي عمراني كه در داخل و حومه شهرها و نيز در مناطق كوهستاني و دشتها كه از نظر پوشش گياهي و جانوري داراي ارزش زيست محيطي هستند داراي خطرات بالقوه و بالفعلي هستند كه براي مقابله با آن يا بايد احداث پروژههاي عمراني را متوقف كرد كه اين خود امري محال است بخصوص در كشوري در حال توسعه مثل ايران و يا اينكه قبل از احداث پروژههاي عمراني با دست زدن به يك سري ارزيابيهاي زيست محيطي، اثرات سوء آن پروژه را بر محيط زيست بررسي كرده و حتيالامكان نقاطي را براي احداث پروژه انتخاب كرد كه كمترين خطر را براي محيط زيست و بيشترين كاربرد را از لحاظ علمي و تكنولوژي داشته باشد. بطور مثال در هنگام طرح يك راه اگر عوامل اكولوژيكي جانوران و گياهان مورد توجه قرار نگيرد چه بسا ساخت اين راه بزرگترين ضربه را به محيط زيست منطقه بزند كه بالتبع اثرات آن در دراز مدت گريبانگير حيات انسان ميشود. و يا نداشتن يك سيستم پيشرفته آب و فاضلاب در يك كلان شهر موجب شيوع بيماريهاي گوناگون حتي در قرن حاضر ميشودو همينطور فرودگاهها كه ميتوانند بزرگترين آلوده كننده صوتي در داخل يك شهر باشند. بطور مثال اگر در اطراف منازل فرودگاه مهرآباد تهران براي چند روز زندگي كنيد اين مسأله مهم بيشتر روشن ميشود و همينطور سدهايي كه بدون ارزيابي منطقه هدف ساخته ميشوند با زير آب بردن مناطق وسيعي از حوزه رودخانه، موجب نابودي گونههاي مختلف گياهي و جانوري كه حياتشان به يكديگر وابسته است، ميشوند و يا نابودي جنگلها در شمال كشور به منظور ساخت و ساز موجب بروز سيل و ببار آوردن ميلياردها تومان خسارت جاني و مالي شده است و اين تنها به اين دليل كه جنلگها و مراتع، ميزان نفوذ آب را به داخل زمين شدت بخشيده و از وقوع سيل جلوگيري به عمل ميآورند. و اينجاست كه لزوم ارزيابي زيست محيطي قبل از اجراي پروژههاي عمراني اهميت مييابد. 10- منابع و مأخذ - دكتر بان. م. ادينگتون و دكتر م. آن. ادينگتون – ترجمه دكتر اسماعيل كهرم 1367. - دكتر سيد محمود شريعت- دكتر سيد مسعود منوري- 1375- مقدمهاي بر ارزيابي اثرات زيست محيطي- انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست. - نويد سعيدي رضواني - معاونت هماهنگي امور عمراني دفتر برنامه ريزي عمراني- مركز مطالعات برنامه ريزي شهري - سلسله مقالات برنامه ريزي شهري 3 - نگاهي به روشهاي كاهش آلودگي در بزرگراهها. - مير عظيم قوام- 1375- حمايت كيفري از محيط زيست- انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست. - هنريك مجنونيان – 1378- حفاظت رودخانهها – انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست. - دكتر مسعود منوري- 1380- راهنماي ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها- انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست. - ناصر محرم نژاد- 1363- مقدمهاي بر آلودگي هوا، انتشارات گلدشت. - سازمان محيط زيست مالزي- ترجمه پرستو ميراب زاده، راهنماي ارزيابي پيامدهاي زيست محيطي توسعه- انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد هشتم- شماره سوم – پاييز 75. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد نهم- شماره اول- بهار 76. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 27- سال 78. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 36- سال 1380. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد نهم- شماره 2- تابستان 76. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد نهم – شماره 3 – پاييز 76. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 31- 1379. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 26- بهار 1378. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد هشتم- شماره اول – بهار 1375. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد ششم- شماره سوم – تابستان 73. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد ششم- شماره اول- بهار 73. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد هفتم- شماره دوم- تابستان 74. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 33- تابستان 1379. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد نهم- شماره اول- بهار 1372. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 32- سال 1379. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – شماره 16- زمستان 70. - فصلنامه علمي سازمان محيط زيست ايران – جلد هشتم- شماره 4- زمستان – ويژه نامه جمعيت. آشنایی با برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج شهری سعی گردیده تا با تعریف جامع و مختصر از برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج در رابطه با شهر و شهرسازی (برنامه ریزی شهری)، شهروندان را با مسایل تخصصی شهری آشنا نمود. شهر: تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد. از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال65 شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از 5 هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد. برنامه ریزی شهری: یعنی ساماندهی کالبدی- فضای شهر. از طرفی برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه و آسایش شهرنشینان از طریق ایجاد محیطی بهتر، مساعدتر، سالم تر، آسان تر، موثرتر، و دلپذیرتر. برنامه ریزی شهری یک فعالیت زنده و پویا است و علت پویایی اش آن است که شهر مانند یک موجود زنده است. به مانند یک سیستم عمل می نماید که طیف وسیعی از فعالیت ها (تمام زندگی شهری)، عملکردهای شهری را پوشش می دهد. شهرسازی: به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند. مدیریت شهری: عبارت از اداره امور شهربه منظور ارتقای مدیریت پایدار مناطق شهری، با در نظر داشتن و پیروی از اهداف، سیاست های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور. یا مدیریت شهری به عنوان یک چارچوب سازمانی توسعه شهر، به سیاست ها، برنامه ها، طرح ها و عملیاتی اطلاق می شود که بتوانند رشد جمعیت را با دسترسی به زیرساخت های اساسی؛ مانند مسکن و اشتغال مطابقت دهند. طرح ریزی شهری: عبارت از مطالعه کیفیت فضاها، کیفیت فیزیکی طرح ها، ارایه طرح های فیزیکی از فضاها و شناخت کیفیت فیزیکی شهری. بوجود آوردن مجموعه های فیزیکی است که در آن بیشتر به کیفیت فضاها و کیفیت فیزیکی طرح ها توجه می شود. در طرح ریزی شهری، روش های تحلیل بصری فرم های شهری بی اندازه موثرند. هدف طرح ریزی شهری جستجوی کیفیات زیبایی بصری از فرم شهری است که بر اساس مصرف اراضی پیش بینی شده در برنامه ریزی شهری قرار دارد. سیاست هایی را که شهرداری ها در رابطه با ضوابط ساختمانی شهر اعمال می نمایند، می توان جزئی از طرح ریزی شهری دانست. طرح ریزی شهری بیشتر با عوامل زیبایی شهری سروکار دارد. یکی از جنبه های مطالعاتی، جنبه کیفی عوامل فرهنگی و اجتماعی شهر است. سیما و منظر شهر: سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند. طراحی شهری: طراحی شهری تأکید بر کیفیت محیطی عرصه های جمعی و سامان بخشی کالبدی این عرصه ها در جهت ارتقاء کیفیت عملکردی، تجربی، زیباشناختی و زیست محیطی دارد. با کیفیت کالبدی و فضایی محیط سروکار دارد. عبارت از هنر طراحی شهر به صورت سه بعدی، که فعالیت آن در حوزه ای میان معماری، منظر شهری، مهندسی و برنامه ریزی قرار می گیرد. طراحی شهری به صورت فرایندی انسانی در می آید که با بهبود کیفیت کالبدی محیط زیست سروکار دارد. طراحی شهری به طراحی شهرها بدون طراحی ساختمان ها می پردازد که در اینجا مقصود فضاهای عمومی است. یا اینکه حوزه طراحی شهری اساساً فضای بین ساختمان ها را شامل می شود و پیداست که فضای عمومی بین ساختمان ها عموماً خیابان ها و میدان ها است که همان فضاهای عمومی است. طرح هادی شهری: طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد. این طرح ها از سال 1334 به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از 25000 نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است. طرح جامع شهری: به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مسکونی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از 25000 نفر جمعیت دارند تهیه می گردد. در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود. پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد. طرح تفصیلی: طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است: · مرحله بازشناسی · مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی · مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها · مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های 47-46 برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه 50 از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند. محدوده شهر: برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند. در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت. منطقه بندی: چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت مکانی مناسب مورد استفاده قرار گیرد. کاربری زمین: استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد. یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است. سرانه های شهری: یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد. سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند. منبع : سايت اجتماعي شهر الكترونيك همدان سايت اقتصاد شهري بازیافت زباله درباره بازیافت زباله چیزی که این روزها زیادی به گوشمان می رسدچه می دانیم؟ دفع و بازيافت زباله، يكي از معضلات جهان امروز، خصوصاً كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه است. بسياري از زبالههاي توليدشده مثل پسماندهاي غذا، قابل بازگشت به چرخه طبيعت هستند؛ اما برخي از آنها مانند شيشه و پلاستيك تجزيه نميشوند و بعضي ديگر هم مدت زيادي طول ميكشد تا به چرخه طبيعت برگردند. يكي از مسائلي كه بسياري از كشورهاي جهان جزء برنامههاي زباله خود قرار دادهاند، تفكيك زباله از مبدأ است. اين كار علاوه بر رعايت اصول بهداشتي، منجر به سلامت كالاهاي توليدشده از مواد بازيافتي هم ميشود. از سوي ديگر، با انجام اين كار بخش زيادي از هزينههاي جمعآوري و ساماندهي زباله حذف ميشود. در كشور ما جمعآوري زباله به عهده معاونت خدمات شهري شهرداريها است در حاليكه بازيافت آن را سازمان بازيافت انجام ميدهد؛ اما در تمام دنيا متولي مستقيم اين كار تنها يك نهاد است. در ايران فقط در شيراز 80 درصد سهم جمعآوري زباله به سازمان بازيافت سپرده شده است و در ساير شهرهاي بزرگ و كوچك، همچنان روال چندنهادي در پيگيري اين كار وجود دارد. در هر صورت، به نظر میرسد تا وقتی اصل كاهش توليد زباله توسط مردم در ايران جا نيفتد و فرهنگ آن نهادينه نشود، با مديريت يك يا چند نهاد نميتوان كار چنداني براي اين حجم زباله در روز انجام داد. يك زمين؛ بدون زباله براي دفع صحيح و بهداشتي زبالهها، بايد آنها را با توجه به جنس اجزاي تشكيلدهنده جداسازي كرد. زبالهها در يك دستهبندي كلي شامل زبالههاي تر و خشك هستند؛ از زبالههاي تر میتوان به پوست ميوه، سبزيجات و پسماندهاي فضاي سبز اشاره کرد و از زبالههاي خشك و فسادناپذير نیز میتوان انواع فلزات، پلاستيك، پارچه، شيشه، چوب و كاغذ را نام برد. پسماندهاي گياهي و حيواني براي ساخت كود و كمپوست استفاده ميشوند. به كود تهيهشده از مواد آلي موجود در زباله، كمپوست گفته ميشود. شيشه را براي تبديل و بازيافت آن و كاغذ را براي استفاده مجدد در ساخت كاغذ و مقوا بايد در محلهاي جداگانه گذاشت. با تغييراتي روي اين مواد به ظاهر بيمصرف ميتوان از آنها دوباره استفاده كرد. بازيافت ضايعاتي مثل آلومينيوم، شيشه و كاغذ از لحاظ اقتصادي بسيار باصرفه است. ما معمولاً به نامهها و دستنوشتههاي به درد نخور و آگهيهاي تبليغاتي به عنوان خطري زيست محيطي فكر نميكنيم و فقط وجود آنها را مزاحم به حساب ميآوريم. ولي اگر يك سال تمام كاغذهاي ناخواسته (به ازاي هر نفر) جمعآوري شوند، معادل 5/1 اصله درخت خواهند بود. اگر همه افراد كشور اين كار را انجام دهند، مجموع كل آن به 100 ميليون اصله درخت در سال ميرسد. كاغذ بازيافتشده ميتواند به سهولت و بدون افت كيفيت، جانشيـن كـاغـذ تـازه شود. روزنامهها، راحتترين مواد براي بازيافت كاغذ هستند. براي توليد يك تن كاغذ جديد بايد 15 درخت تنومند را قطع كنيم، در حاليكه براي تهيه همين مقدار كاغذ از كاغذ بازيافتي، احتياج به چوب نيست. در روش بازيافتي كاغذ، ميزان انرژي مورد نياز به یکچهارم و همچنين آب مورد نياز در اين فرايند به كمتر از یکصدم كاهش مييابد. براي نگهداري مواد غذايي ميتوانيم از ظروف آلومينيومي، لعابي يا پلاستيكي دردار به جاي كيسههاي فريزر يا طلقهاي پلاستيكي چسبان استفاده كنيم. بهتر است بطريها و شيشهها پس از مصرف محتويات آن شسته شوند. موقع خريد وسايل پلاستيكي نیز بهتر است هرگز پلاستيكهاي رنگي انتخاب نشوند و تا آنجايي كه ممكن است از مصرف ظروف يكبار مصرف اجتناب شود. پلاستيكها از نفت كه منبعي غير قابل تجديد است، ساخته ميشوند و به علت اينكه غير قابل تجزيه هستند از زبالههاي پايدار و آلوده محيط زيست محسوب ميشوند. شيشهاي كه امروز دور انداخته ميشود، ممكن است پس از 1000 سال ديگر هم روي زمين بماند. براي توليد شيشه مقدار زيادي انرژي صرف ميشود و اين در حالي است كه با بازيافت شيشههاي قديمي، علاوه بر استفاده از شن و ماسه كمتر، انرژي كمتري نيز مصرف خواهد شد. براي حفظ بهداشتِ محل نگهداري قوطيهاي مصرفشده آلومينيومي و بازيافت صحيحتر و بهداشتيتر ميتوان آنها را شست و در جايي معين جمعآوري کرد. ظروف و ضايعات آلومينيومي به هر شكلي كه باشند قابل بازيافت هستند، بنابراين فويل آلومينيومي، قوطيهاي نوشابه و كنسرو، بشقاب، چارچوب پنجرهها و حتي تراشههاي آلومينيوم در كارگاهها و حلقههاي بازكننده قوطي نوشابهها را ميتوان جمعآوري و بازيافت كرد. توليد آلومينيوم از آلومينيوم بازيافتشده به 90 درصد انرژي كمتري نسبت به توليد آن از سنگ معدن نياز دارد و همچنين بازيابي آلومينيوم، آلودگيهاي مربوطه را تا 95 درصد كاهش ميدهد. سرانه زباله در ایران مدير عامل سازمان بازيافت و تبديل مواد شهرداري تهران، سرانه توليد زباله هر شهروند پايتختنشين را 800 تا 850 گرم اعلام کرده است. او همچنين سرانه توليد زباله براي هر ايراني را 600 تا 650 گرم عنوان کرده و معتقد است اين مقدار بسيار بيشتر از استانداردهاي جهاني است. به طور كلي در كشور ايران تنها 8 درصد از زبالههاي شهري بازيافت، كمپوست و مجدداً استفاده ميشوند و 92 درصد آن دفن ميشود. از اين مقدار دفع، فقط 25 درصد بهداشتي و اصولي است و بقيه آنها غير بهداشتي دفن ميشوند. با احتساب جمعيت حدود 70 ميليوني ايران ميتوان حساب کرد روزانه حدود 47000 تن زباله (23000 تن زباله شهري، 16000 تن زباله روستايي، 8000 تن زباله صنعتي و حدود 500 تن زباله بيمارستاني) در کشور انباشته، جمعآوري و ساماندهي ميشود. مهمترين و بهترين راه ساماندهي زباله، مشارکت خود شهروندان در کنترل توليد و تفکيک زباله است تا بخشي از هزينههايي که از جيب شهروندان صرف ميشود، صرفهجويي شود. برگشتپذیرها و برگشتناپذیرها شيشه (خصوصاً بطري، شيشه مربا و مواد خوراكي)، نان، كاغذ و روزنامه، انواع فلزات و آلومينيوم، پلاستيك و كيسهها و ظروف پلاستيكي نوشابه، سرب، برخي مواد شيميايي، لاستيك اتومبيل، چوب، رنگف باتري اسيدي و بسياري موارد ديگر را طبق اصول خاصي ميتوان بازيافت کرد. پارچه، باتري خشك، چيني شكسته، ملامين، انواع لامپ و مهتابي، تيوپهاي دارو و كرم و همچنين ظروف رنگ و سموم، قابل بازيافت نيستند. مواد پليمري كه شامل پلاستيكهاي گرمانرم، پلاستيكهاي سخت و مشمع ميشوند هم از جمله زبالههايي هستند كه بيشترين آسيب را به محيط زيست وارد ميکنند. مديريت زبالههاي خانگی مصرف درست ميتواند تا حد زيادي هزينههاي خانواده و مصرف آب و انرژي را پايين بياورد و از توليد بيش از اندازه زباله جلوگيري کند. براي مديريت زبالههاي منزل در درجه اول مواد قابل تجزيه مثل پسماندهاي آشپزخانه و مواد غذايي را از ساير مواد جدا کنيد. اين مواد به سرعت تجزيه ميشوند و به طبيعت باز ميگردند. پسماندهاي گياهي نيز به کود کمپوست تبديل ميشوند که براي اصلاح خواص خاک و جبران مواد غذايي از دست رفته آن مفيد است. روزنامهها و کاغذهاي باطله و دفترچههاي تمامشده نيز قابل بازيافت هستند که بايد جداسازي شوند. همچنين شيشههاي به دردنخور منزل علاوه بر قابليت مجدد تبديل به شيشه در صورت بازيافت، فضاي دفن زباله را نيز اشغال نميکند. بنابراين شيشهها را نيز در محل ديگري نگهداري کنيد و وقتي انباشته شدند، آن را به مأموران بازيافت يا خريداران دورهگرد بفروشيد. ظروف و قوطيهاي فلزي و آلومينيوم را دور نيندازيد. بازيافت آلومينيوم ميتواند تا 90 درصد در مصرف انرژي لازم براي ساخت آن صرفهجويي کند و آلودگي مرحله توليد آن را نيز 95 درصد کاهش دهد. اين قوطيها را نيز جدا نگهداريد و به فروشندههاي دورهگرد بفروشيد تا به قوطي، ظروف جديد، فويل و ظروف يکبار مصرف آلومينيومي تبديل شوند. براي کاهش خطرات ميکروبها و حشرات در سطل زباله، از کيسههاي پلاستيکي سالم جاي ميوه يا خريدهاي ديگر استفاده کنيد و هر شب در زمان مناسب زباله را به رفتگر تحويل دهيد. کيسههاي پلاستيکي، ضايعات پلاستيکي و لوازم پلاستيکي شکسته را جمعآوري کنيد و به خريداران دورهگرد تحويل دهيد. تا جايي که ممکن است از لباس و پارچه استفاده کنيد. از پارچههاي پنبهاي براي گردگيري و استفاده در آشپزخانه ميتوان بهره گرفت. بهتر است تا حد ممکن از اسباببازيها و لوازم باتريدار استفاده نکنيد. باتريها حاوي مواد سمي هستند و قرار گرفتن آن در دسترس بچهها کار درستي نيست. از قرار دادن لامپهاي سوخته در محلي که قابل شکستن است، خودداري کنيد، چون مواد موجود در آنها به شدت آلاينده است. ظروف غذا را ابتدا کاملاً تخليه کنيد و سپس بشوييد. اين کار باعث ميشود رطوبت کمتري وارد زبالهها شود. خرده نان و پسمانده سفره را نيز ميتوانيد براي پرندهها بريزيد. سعي کنيد فقط مواد قابل تجزيه را داخل کيسه بگذارید و تحويل رفتگر بدهيد. هنگام خريد از بستهبنديهاي زياد وسایلتان از سوي فروشنده جلوگيري کنيد. خريدتان را به صورت کلي انجام دهيد. مثلاً برنج را براي مصرف طولانيمدت خريداري کنيد. با اين روش کيسههاي کمتري براي بستهبندي استفاده ميشوند. براي خريد نيز ميتوانيد از ساکهاي پارچهاي که از پارچههاي اضافی موجود در خانه ساختهايد، استفاده کنيد. در صورت امکان شيريني و آجيل را در پاکتهاي کاغذي بخريد. از ظروف يکبار مصرف نيز کمتر استفاده کنيد. اگر در حياط خانهتان باغچه داريد، ميتوانيد مقداري از زبالهها و پسماندههاي آشپزخانه مثل پوست تخممرغ، ضايعات سبزي و ميوه و ضايعات گوشتي و ديگر مواد قابل تجزيه را در گوشه باغچهتان به کمپوست تبديل کنيد. 1- حتيالامكان از مصرف نايلون خودداري كنيم؛ زيرا پلاستيكهايي كه مورد استفاده ما هستند اغلب قابل استفادة مجدد نيستند. پلاستيكها از مواد غير قابل تجزيه هستند و محيط زيست را به شدت آلوده ميكنند. تا جايي كه امكان دارد بهتر است از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم. 2- خريدهاي هفتگي يا روزانهمان را محاسبه و به اندازه نياز خود و خانوادهمان خريد كنيم تا مجبور نشویم مواد غذايي سالم را به خاطر كهنه شدن و فساد به زباله تبديل كنيم. 3- هنگام خريدهاي روزانه، بيش از حد لزوم از پاكت، نايلكس، مقوا و غيره براي حمل جنسهاي خريداريشده استفاده نکنیم. 4- از ظروف پلاستيكي بادوام و دردار براي نگهداري مواد غذايي در يخچال يا مواد غذايي خشك مانند قند و شكر و ادويه استفاده كنيم. 5- از هر دو روي كاغذ و از تمام قسمتهای هر روی آن، استفاده كنيم. 6- به همراه دستمال كاغذي، يك يا دو دستمال پارچهاي نرم و قابل شستشو داشته باشيم تا به اين ترتيب مصرف دستمال كاغذيمان را به حداقل برسانیم. 7- از لامپهاي كممصرف يا لامپهاي مهتابي كه برق كمتري نسبت به لامپهاي معمولي مصرف ميكنند، استفاده كنيم. 8- غذا را به اندازهاي كه ميخواهيم بخوريم در ظرف بريزيم تا به اين ترتيب مواد غذايي را تبديل به زباله نكنيم. 9- از خرده نان و پسماندههاي سبزيها، ميتوانيم براي تغذيه طيور خانگي و پرندگان استفاده كنيم. 10- به پسماندههاي غذايي، آب اضافه نكنيم و آنها را به صورت خشك در ظرف مخصوص زباله و پسمانده مواد غذايي قرار دهيم. این سطل زبالهها به صورت آزمايشي در برخی خیابانهای نیویورک مورد استفاد قرار گرفتهاند. این سطل زبالههای بزرگ بهوسیله انرژی خورشید کار میکنند و مخزن آنها دارای درب شیشهای است و به یک باتری خورشيدی با عمر طولانی متصل است. زبالهها به لولههایی میریزند و در این لولهها خرد میشوند و بدین ترتیب از فاسد شدن و بو گرفتن زبالهها جلوگیری میشود. این سطلها دارای ظرفیت خاصی هستند. زمانیکه ظرفیت این سطلها به حد نصاب میرسد، حسگری که در آن کار گذاشته شده بهصورت اتوماتیک، دستگاه همفشر (دستگاهی که زبالهها را له و سپس به بسته کمحجم تبدیل میکند) را راهاندازی میکند و بدین ترتیب زبالهها فشرده و کمحجم میشوند. گنجایش این سطلها 300 گالن « یعنی 4 تا 10 برابر ظرفیت سطل زبالههای متوسط» است که امروزه مورد استفاده قرار میگیرند. به اين ترتيب، 75 درصد نیاز به کارگران براي جمعآوری و حمل زباله و ماشینهای دیزلی مخصوص این کار برطرف میشود. البته این سطلها گران هستند؛ قیمت سطلهاي معمولي 100 دلار است در صورتیکه قیمت هر کدام از این سطلها 4500 دلار عنوان شده است. مدیریت سازمان بازیافت نیویورک اعلام كرده که این سطلها بیشتر برای پارکها و مراکز تفریحی که در آنها مواد غذایی بیشتری حجم زباله را تشکیل میدهد، طراحی شدهاند و برای استفاده وسیع و همهجانبه در کلانشهرها مناسب نیستند. یکی دیگر از اشکالات این است که مردم با تعجب به این سطلها نگاه میکنند اما نمیدانند که چیست و برای چه منظور در خیابان نصب شده است. شرکت تولیدکننده این محصول برای رفع این مشکل در صدد است تا آرمی را روی این سطلها حک کنند. بازیافت باتری تمام باتریها دارای دو عنصر عمومی هستند که ترکیب این دو باعث تولید انرژی میشود؛ محلول الکترولیت و فلزات سنگین. بازیافت باتری میتواند از نشر فلزات سنگین در خاک و هوا جلوگیری کند. با توجه به خاصیت تجمعپذیری فلزات سنگین در گیاهان و ورود آنها به چرخه مواد غذایی، بازیافت این فلزات اهمیت ویژهای دارد. همچنین مواد بازیافتی حاصل از باتریهای مستعمل میتوانند در ساخت یک باتری جدید استفاده شوند. باتریها حاوی فلزات سنگینی مانند جیوه، سرب، روی، کادمیوم و نیکل هستند. زمانی که باتریها به صورت نامناسب دفع یا سوزانده شوند، ممکن است در هوا آزاد یا در خاکستر تغلیظ شوند. در مورد باتری تر هم بايد گفت تقریباً هرساله 99 میلیون باتری تر (اسید – سرب) برای اتومبیلها ساخته میشود. باتریهای تر حاوی الکترولیت مایع هستند و معمولاً منبع انرژی برای موتور سیکلت و اتومبیلها محسوب میشوند. در آمریکا 90 درصد باتریهای اسید- سرب بازیافت میشوند. تقریباً بیشتر فروشندگان باتری، باتریهای فرسوده را جمعآوری میکنند و برای بازیافت به محلهای مخصوص میفرستند. پلاستیک و سرب از یکدیگر جدا میشوند. پلاستیک به کارخانههای بازیافت پلاستیک فرستاده میشود و سرب خالص به کارخانههای باتریسازی و دیگر صنایع مرتبط میرود. به صورت معمول 60تا 80 درصد سرب و پلاستیک بهکاررفته در باتریهای جدید، بازیافتی هستند. باتریهای دیگر از این نوع که برای موارد مصرف غیر از خودروها استفاده میشوند، باتریهایی با سلول ژلی و سرب - اسید پکشده هستند که همانند چرخه باتریهای اتومبیل بازیافت میشوند. باتریهای خشک آمریکاییها در سال، نزدیک به 3 ميليارد سلول باتری خشک برای اسباببازی، ساعت، لپتاپ، تلفنهای قابل حمل، ابزارهاي مکانیکی قابل حمل و کامپیوتر خریداری میکنند. هر آمریکایی بهطور متوسط در سال، 8 باتری خشک مصرف میکند. باتریهای آلکالین، هر روز در خانهها، در وسایل کنترل از راه دور، چراغهای چشمکزن و دیگر دستگاهها استفاده میشوند. یکی از راههای کاهش تعداد باتریهای زاید و مستعمل، خرید باتریهای قابل شارژ است. علاوه بر دوره طولانی مصرف (یعنی زمان نگهداشتن شارژ) این باتریها به اندازه 100 باتری یکبار مصرف کار میکنند. تقریباً از هر 5 باتری خریداریشده در آمریکا، یکی قابل شارژ است. باتریهای تر این نوع باتریها در ساعت و وسایل کمکشنوایی استفاده میشوند؛ جیوه، نقره، کادمیوم، لیتیم یا دیگر فلزات سنگین، محتویات اصلی این باتریها هستند. از آنجا که محتویات این باتریها قابل بازیافت هستند و حجم آنها هم کوچک و حملونقلشان آسان است، توجه و هدفگذاری خاصی برای بازیافت آنها در سراسر دنيا انجام شده است. بلژيك؛ پيشتاز بازيافت زباله در دنيا در بلژيک ۹۲ درصد از زبالههای شهروندان بازيافت و به چرخه مصرف بازگردانده ميشود. بر اساس قانون، شهروندان بايد شيشه، فرآوردههای کاغذی، فرآوردههای پلاستيکي، فرآوردههای فلزی و زبالههای معمولی را بهصورت جداگانه و بر اساس جدول زمانی که در اختيار آنها قرار ميگيرد، بيرون از خانه قرار دهند. شرکت فوست پلاس که در بلژيک وظيفه جمعآوری و بازيافت زبالهها را به عهده دارد، در آخرين گزارش خود از بازيافت ۶۰ کيلوگرم مواد پلاستيکی و ۴۸ کيلوگرم مواد کاغذی در ازای هريک از شهروندان بلژيکی در سال خبر داد. بر اساس اين گزارش بيش از ۸۰ درصد از زبالهها در همان سال بازيافت ميشوند که با اين آمار بلژيک رده نخست بازيافت زباله را در جـهـان را بهدست میآورد. پس از بلژيک تنها نقطهای که در آن زبالهها بـهصورت جـدی بازيافت ميشوند، ايالت کـاليفــرنيــای آمريکا است. عددها به صدا درمیآیند • 76 درصد زبالهها را شهرنشينان توليد ميكنند. • تجزيه اشيای پلاستيكي در طبيعت 300 سال طول ميكشد . • جایگاه وضعيت محيط زيست ايران در ميان 146 كشور دنیا، رتبه 132 است. • هزينه جمعآوري و دفن هر تن زباله، 35 هزار ريال است. • براي توليد هر تن كاغذ بايد 15 اصله درخت تنومند قطع شود. • توليد هر تن آلومينيوم به 4 تن سنگ معدن و 7 تن زغال سنگ و قير نياز دارد. • هر تن زباله علاوه بر توليد 400 تا 600 ليتر شيرابه، حدود 400 مترمكعب گاز گلخانهاي دياكسيد كربن نيز از خود متصاعد ميكند. • زبالههایی همچون پلاستيك، هيچگاه تجزيه نميشوند و كيسههاي نايلوني به طور متوسط 500 سال در محيط باقي ميمانند. • سالانه 5/2 میلیون تن زباله خشک در تهران تولید میشود. • بازیافت 30 درصد زباله خشک تهران، 357 میلیارد ریال ارزش دارد. • سال گذشته 3000 تن كاغذ باطله تفكيكشده شهروندان مشهدي به سازمان بازيافت و تبديل مواد شهرداري مشهد تحويل شد و جمعآوري اين ميزان كاغذ باطله از قطع 45 هزار اصله درخت جلوگيري كرد. • براي توليد هر تن كاغذ باطله بايد 15 اصله درخت 50 ساله قطع شود. • توليد آلومينيوم از آلومينيوم بازيافتشده به 90 درصد انرژي كمتري نسبت به توليد آن از سنگ معدن نياز دارد و همچنين بازيابي آلومينيوم، آلودگيهاي مربوطه را تا 95 درصد كاهش ميدهد. منبع : سايت تندرستي سايت همدان سايت شهر الكترونيكي دولت، گردشگری و محیط زیست نقش دوم دولت در عرصه گردشگری به برنامهریزی، نظارت و كنترل باز میگردد. در این وظیفه دولت میكوشد تا آثار گردشگری هر محیط طبیعی را كنترل نموده و به تعبیری ضمن تقویت آثار مثبت، آثار منفی را محدود سازد. عالیتهای دولت در عرصهی گردشگری را در قالب وجوه زیر میتوان جستجو نمود؛ ـ تامین زیرساختهای لازم. ـ برنامهریزی، نظارت و كنترل بر محیطهای مقصد. راه، یكی از مهمترین زیرساختهای لازم جهت توسعهی گردشگری است، اما احداث راهها مستلزم دستكاریهای جدی در محیط طبیعی است. خاكریزیهای گسترده، برداشت از تپههای شنی، وارد ساختن آسفالت به عنوان یك ماده مصنوعی به محیط طبیعی یك سمت مسئله را شكل میدهند. سمت دیگر آن دگرگونی در محیط طبیعی است آن هنگام كه مسیر چشمههای آب، درههای بكر، صحاری و جنگلها را میخراشد و به آن هنگام كه تپهها و كوهها را به واسطهی عملیات احداث جاده تغییر شكل میدهد. از طرف دیگر علاوه بر پوشش طبیعی گیاهی موضوع پوشش جانوری و تاثیرات احداث راهها بر آنها را نیز نباید از یاد برد. راهها مسیرهای طبیعی گذر جانوران را قطع میكند، به این ترتیب آنها حین تردد طبیعی خود مثلاً برای رسیدن به مراتع یا چشمهسارها یا گریز از تعقیب شكارچیان ناگزیر به عبور از محیط ناامن جاده هستند. تصادم جانوران با خودروهای عبوری معضلی است كه تمامی مناطق طبیعی كه جادهای از آن عبور كرده است با آن مواجه بودهاند. كانگروها در استرالیا با همان مشكلاتی مواجهند كه بزهای كوهی در كنارههای جادههای استان فارس. از طرف دیگر علاوه بر مسئلهی تصادم حیوانات وحشی با خودروها، موضوع دیگر آلودگیهایی است كه این خودروها به محیط طبیعی محل گذر خود وارد میسازند، از دود اگزوز خودروها گرفته تا باقیمانده ظروف پلاستیكی یكبار مصرف و ته ماندههای غذا كه در كنارههای جادهها به چشم میآیند همه بر سلامت محیط زیست گیاهی و جانوری تاثیر منفی دارند. آلودگی صوتی و آلودگی نوری مرتبط به گذر خودروها هم باید مورد لحاظ قرار گیرد. در دسترس قرار گرفتن خود جانوران، تعقیب آنها توسط افراد و آسیب رسانیدن به لانهها و آشیانههای پرندگان و پستانداران پیرامون مسیر را نیز نباید از خاطر برد. همچنین باید توجه داشت كه احداث جادهها به طور معمول به زمینهای زراعی هم آسیب وارد ساخته و گاه با گذر از بین آنها بخش قابل ملاحظهای از این اراضی را از بین میبرد. جاده به عنوان اسباب حمل و نقل و شریان اقتصادی خود عاملی جهت جابجاییهای جمعیتی مردمان محلی شده و تطابقی كه طی دورههای زمانی گذشته میان سكونتگاههای ایشان و محیط طبیعی شكل گرفته است را دگرگون میسازد. این موضوعات به صورتهای مختلف دربارهی سایر اقسام حمل و نقل هم مطرح هستند، مسایل مربوط به حمل و نقل ریلی نزدیك به حمل و نقل جادهای است، در حالی كه در حمل و نقل هوایی موضوع آلودگی صوتی محیطهای طبیعی پیرامون فرودگاهها جدیتر به نظر میرسد. یا در حمل و نقل دریایی آلودگی سواحل به واسطه آلایندههایی كه از سوی سرنشینان كشتیها به آب انداخته میشود و نیز آلودگی آب حاصل از سوخت و روغن موتور كشتیها اهمیت بیشتری دارد. موضوع تصادم حیوانات آبزی عظیمالجثه با كشتیهای بزرگ نیز در همین زمینه قابل طرح است. اما آیا همه نكات پیش گفته را میتوان دلیلی معقول بر آن داشت كه از احداث مسیرها، برقراری خطوط كشتیرانی، احداث راهآهن یا فرودگاهها چشمپوشی نماییم. آیا جز این است كه زندگی اجتماعی انسان با جابجایی عجین گشته است. حمل و نقل نیاز زندگی بشری است كه باید به طریق مقتضی و مناسب تامین شود. احداث راهی برای دستیابی به یك منطقهی زیبای تفریحی آیا منافعی را نصیب مردمان محلی ساكن در آن ناحیه نمیسازد و هزینههای آنها را كاهش نمیدهد. آیا به هنگام حوادث طبیعی یا نیازهای درمانی خدمترسانی به مردم محلی را تسریع نمیكند. آیا ایجاد اشتغال برای ایشان نخواهد داشت و استقرار در كنار آن برای ایشان منافع اقتصادی ندارد و آیا ارزش اقتصادی برای امكانات ایشان ایجاد نمیكند. واقعیت هم آن است كه حركت توسعهای در تمامی جوامع بشری مستلزم تامین زیرساختهایی نظیر راه است، اما تردیدی نیست كه در مورد اقدامات مربوط به این زیرساخت انجام مطالعات گسترده امكانسنجی كه در كنار آن مسایل مربوط به تاثیرات آنها بر محیط زیست سنجیده شده باشد ضرورت دارد. درست از همین رو است كه در بسیاری سرزمینهای توسعه یافته یك پروژه پیش از آن كه ارزیابی زیست محیطی آن (EIA) انجام پذیرفته باشد و از قابلیت تحمل و پذیرش محیط زیست در آن صوص اطمینان حاصل نشود به مورد اجرا گذارده نمیشود. بهداشت و تامین آب شرب سالم، آموزش، انرژی و امنیت از دیگر زیرساختهایی هستند كه دولت برای ایجاد و گسترش گردشگری در یك منطقه به ناچار باید در اندیشه تامین آنها باشد. ویژگی مهم این مجموعه زیرساختها در آثار خارجی مثبت حاصل از تولید و عرضه آنها ازسوی دولت است. به این معنا كه زیرساختهای ذكر شده نه تنها برای توسعهی كسب و كار گردشگری ضرورت دارند و بر توسعهی آن موثرند بلكه مردم محلی و محیط طبیعی نیز از تامین آن نصیب خواهند برد. نقش دوم دولت در عرصه گردشگری به برنامهریزی، نظارت و كنترل باز میگردد. در این وظیفه دولت میكوشد تا آثار گردشگری هر محیط طبیعی را كنترل نموده و به تعبیری ضمن تقویت آثار مثبت، آثار منفی را محدود سازد. بدیهی است این وظیفه از دامنه و تنوعی بسیار گسترده برخوردار است، آنجا كه اموری همچون برنامهریزی، نظارت و كنترل را در دل خود جای داده است. به عنوان مثال و در قالب امر برنامهریزی دولت مكلف خواهد بود كه موضوع گسترش و توسعه گردشگری در یك منطقه را به كمك صاحبان اطلاع و كارشناسان با توجه به چارچوبها و اهداف دارای اولویت خود برنامهریزی كند. چه نوع از گردشگری در یك محیط معین میتواند توسعه یابد تا كمترین زیانهای ممكن را بر محیط طبیعی داشته و یا بیشترین آثار مثبت را در آن به ظهور برساند. دولت همچنین باید ضوابط فعالیت بخش خصوصی علاقمند به سرمایهگذاری در زمینهی گردشگری در این محل را تعیین نماید و نیز باید اولویتهای سرمایهگذاری خود و زیرساختهای منطقه را روشن سازد. همچنین دولت باید ساختارهای لازم و معیارهای مورد نیاز جهت ارزیابی عملكرد فعالین اقتصادی در محیط زیست را تبیین نماید و ساز و كارهای قانونی برای برخورد با متخلفین یا حمایت از فعالین مسوول و متعهد را تدوین كرده و به مورد اجرا گذارد. بنابراین دولت علاوه بر برنامهریزی نقش هدایتكننده، نظارهگر و كنترلكننده فعالیتهای گردشگری در یك مقصد معین را بر عهده گیرد. این وظایف گسترده و پیچیده هستند. مثلاً دولت با بررسی محیط طبیعی بستر رودخانهها به این نتیجه میرسد كه این مناطق نقاط مناسبی برای استقرار اقامتگاههای گردشگران نیستند، برخورد با ساخت و سازهای انجام شده، ممانعت از انجام ساخت و سازهای جدید و یا تخریب آنچه پیشتر وجود داشته است تنها از موضعی انجام پذیر است كه دولت در آن قرار دارد. یا اگر چه توسعهی گردشگری مبتنی بر شكار در یك منطقه ممكن است طرف توجه دولت باشد اما ایجاد سازمان محیطبانی، استخدام، آموزش و به كارگیری نیروی شایسته برای آن، تدوین مقرراتی كه اجازه شكار قانونی را میدهد و تنظیم قوانینی كه امكان و چگونگی برخورد با شكارچیان متخلف را روشن میسازد و حمایت از ضابطان مستقر دولت در محل وظیفه اوست. دولت همچنین با بررسی داشتههای گردشگری یك مقصد نظیر ابنیهی قدیمی و ارزشمند تاریخی و ضمن پذیرش اصل توسعه گردشگری فرهنگی در این مقصد ضوابطی را برای نحوه بهرهبرداری، تغییرات كاربری، تعمیرات و نگهداری این ابنیه تدارك بیند كه تداوم حیات آنها در قالب كاركردی نو را تضمین میكند. سیستم نظارتی دولت بر اقدامات فعالین بخش خصوصی و نیز شركتها و دستگاههای دولتی فعال در عرصهی خدمات گردشگری متمركز میشود تا وقوع تخلفاتی كه سلامت و امنیت را در محیط زیست به خطر میاندازد ثبت نموده و به طریق مقتضی با آن برخورد نماید. تعطیل هتلها و اقامتگاههایی كه در بالا دست سد كرج فاضلاب انسانی خود را روانه این رودخانه میكردند نمونهای از این دست به شمار میرود. بدیهی است دولت به اقتضای شرایط گاه و بیگاه فعالیتهای نظیر عرضهی كالاها و خدمات صنعت گردشگری را هم خود برعهده گرفته است كه البته از نظر منطق اقتصادی معقول به نظر نمیرسد و به طور متعارف نتیجه آن زیاندهی این فعالیتها است. از جمله اموری كه دولت در تصدی آنها نقش آفرینی كرده است؛ ارایهی خدمات اقامتی، هواپیمایی دولتی و راهآهن دولتی هستند. بدیهی است در بسیاری موارد دلیل دولت برای تصدی این فعالیتها اهمیت استراتژیك آنها است (نظیر هواپیمایی ملی)، گاه نیز ممكن است فقدان شركتهای خصوصی توانمندی كه قابلیت اداره چنین كسب و كارهای عظیمی را در یك اقتصاد در حال توسعه داشته باشند، عامل دخالت دولت و عرضه ی این خدمات باشد. |